ماهی سیاه کوچولو کتاب کوچکترین نویسنده و تصویرگر کتاب کودک ایران منتشر شد

سه شنبه 12 آذر 1398
17:37
مبین محمدی فخرآباد

به گزارش پایگاه خبری روستای فخرآباد ، کتاب (( ماهی سیاه کوچولو )) به نویسندگی سها قطب الدینی کوچکترین نویسنده و تصویرگر کتاب کودک ایران منتشر و چاپ شد.

سها قطب الدینی فخرآباد متولد آذر 1390 و از اهالی روستای فخرآباد بخش عقدا اردکان می باشد.

در جلسه روز یکشنبه شورای اسلامی شهر اردکان ، اعضای شورای اسلامی از سها قطب الدینی کوچکترین نویسنده و تصویرگر کتاب کودک تقدیر نمودند.


موضوعات مرتبط: اخبار روستا

دومین یادواره شهدای توابع روستای فخرآباد برگزار شد

چهار شنبه 15 آبان 1398
16:24
مبین محمدی فخرآباد

به گزارش پایگاه خبری روستای فخرآباد ؛ همزمان با شب شهادت امام حسن عسکری (ع) ، یادواره شش تن از شهدای گلگون کفن توابع روستای فخرآباد بخش عقدا حضور جمعی از مسئولان ، اقشار مختلف مردم و ایثارگران در حسینیه بزرگ این روستا برگزار شد.

در این مراسم حجت الاسلام ابراهیم ربانی ، ضمن بیان مقام شهید و فلسفه شهادت از دیدگاه قرآن و سنت پیامبر(ص) گفت : شهدا با ایثار عزیزترین سرمایه یعنی جان خویش امنیت و معنویت را برای ما به یادگار گذاشتند و ما باید قدر این امنیت و معنویت را بدانیم.

وی افزود : یکی از ثمرات یادواره شهدا همدلی است که انشاالله همین مساله زمینه ظهور را برای ظهور حضرت ولی عصر (عج) فراهم میکند.

ذکر خاطرات جبهه و جنگ از زبان حاج جواد ابوئی و مداحی روح الله گنجی از دیگر برنامه های این یادواره بود. در پایان حاضران میهمان سفره نذری شهداء شدند.

اسامی شهدا : شهید علی قاسمی – شهید سید حسن موسوی – شهید عباسعلی جعفری فرد – شهید امرالله ناصری – شهید محمدجواد مردای – شهید محمدرضا دادخواه / شادی روحشان صلوات

 


برگزاری یادواره شهدای توابع روستای فخرآباد

یک شنبه 12 آبان 1398
22:23
مبین محمدی فخرآباد

دومین یادواره شهدای توابع روستای فخرآباد ، همزمان با شب شهادت امام حسن عسکری (علیه السلام) برگزار میگردد


هر عکس یک خاطره/قسمت هشتم (فصل دوم)

شنبه 2 شهريور 1398
12:2
مبین محمدی فخرآباد

(طرح تصاویر تاریخی روستای فخرآباد)

برگزار کننده طرح : سایت روستای فخرآباد
قسمت : هشتم (فصل دوم)
ارسال کننده عکس : علیرضا افخمی
تعداد تصاویر : 7 عدد
تاریخ : دهه 60 و 70
موضوع تصاویر ارسالی : (تاریخی/اجتماعی/صمیمانه/مذهبی)

 

 

" جهت مشاهده تصاویر بیشتر به ادامه مطلب مراجعه نمایید"


موضوعات مرتبط: تصاویرهر عکس یک خاطره

مراسم جشن عید غدیر خم ، عید اکمال ولایت در روستای فخرآباد برگزار شد

چهار شنبه 30 مرداد 1398
12:39
مبین محمدی فخرآباد

 

 

به گزارش پایگاه خبری روستای فخرآباد ، آیین های باشکوه جشن عید سعید غدیر همزمان با سراسر کشور در روستای فخرآباد اردکان برگزار شده است.

مردم ولایت مدار روستای فخرآباد با برپایی آیین های جشن سالروز عید سعید غدیر خم، عید اکمال دین و اتمام نعمت با پخش شربت و شیرینی، برپایی ایستگاه های صلواتی ، دید و بازدید از سادات و برگزاری مراسم جشن و سرور این عید بزرگ مسلمانان را گرامی داشتند.

قرائت خطبه غدیر و تبیین واقعه غدیر خم در مساجد روستای فخرآباد از دیگر آیین های گرامیداشت عید سعید غدیر خم است.

 

 

" تصاویر بیشتر در ادامه مطلب "

 


گزارش تصویری از برپایی ایستگاه صلواتی و جشن عید ولایت در روستای قخرآباد

سه شنبه 29 مرداد 1398
1:44
مبین محمدی فخرآباد

به گزارش پایگاه خبری روستای فخرآباد ( دهاتما ) ، مراسم جشن عید غدیر خم در سالن فرهنگی رفاهی حضرت ابوالفضل ( علیه السلام ) روستای فخرآباد برگزار شد. همچنین ایستگاه صلواتی به یاد شهیدان محسن حججی و محمد جواد مرادی برپا و مورد استقبال مردم قرار گرفت.

 

مداحی ذاکرین اهل بیت ، برادر روح ا... قطب الدینی و برادر سید محسن نقیبی

 

" تصاویر بیشتر در ادامه مطلب "


روایتی از آشنایی شیخ زکزاکی با امام خمینی(ره)

جمعه 18 مرداد 1398
23:25
مبین محمدی فخرآباد

من در چهره این مرد، محمد رسول الله (ص) را دیدم

به گزارش پایگاه خبری روستای فخرآباد (دهاتما) ، حجت‌الاسلام علی‌اکبر براتی نوشت: بعد از اینکه امام(ره) از عراق تبعید شدند، ناچار به فرانسه رفتند. این تکرار قصه حضرت موسی(ع) است. قرار است موسای ما دوباره به نیل بیفتد و در میان غربی‌ها که دشمنان درجه‌یک مسلمانان هستند، انقلاب تبلیغ شود. این هم از معجزات زمانه ماست. امام رسانه ندارد و نمی‌تواند تبلیغ کند و تبعید شده است؛ اما خداوند اسباب تبلیغ را در میان دشمنانش فراهم می‌کند. در پاریس، اطرافیان امام با روزنامه‌ها ارتباط می‌گیرند و خبرنگاران و روزنامه‌نگاران را به محضر امام می‌آورند. امام در فرانسه، نزدیک به کتابی 500صفحه‌ای مصاحبه کرده است. مصاحبه‌های امام با نشریات مختلف کشورهای استعماری به مستعمرات می‌روند.

یکی از این مطالب، به‌دست ابراهیم زکزاکی می‌رسد که دانشجوی رشته اقتصاد در دانشگاه زاریای کشور نیجریه است. ابراهیم حرف‌هایی شبیه به حرف‌های عثمان ‌بن‌فودیو که به آن عشق می‌ورزد، درمقابل خود می‌بیند. بن‌فودیو حدود 200 سال پیش در نیجریه حکومت تشکیل داده و معتقد بود اسلام باید حکومت کند. مطلب علیه مصاحبه‌شونده تنظیم شده؛ اما اصل متن مصاحبه هم نقل شده بود. او هم گفته است که فقه اسلامی باید حکومت کند. دانشجوی مسلمان دید که در زمانه او کسی با این حرف‌ها و اندیشه‌ها انقلاب کرده و می‌خواهد حکومت تشکیل دهد. ابراهیم به‌سراغ نشریه‌های دیگر می‌رود و مطالبی هم که آن‌ها درباره امام منتشر کرده بودند، جمع می‌کند. مطالب امام را از تحلیل‌های دشمنان پاک می‌کند. قیچی برمی‌دارد و تحلیل‌ها را قیچی می‌کند و دور می‌ریزد و مطالب خود امام را با عکس ایشان دردسترس دانشجویان قرار می‌دهد. دانشجویان بدین‌ترتیب با حرف و چهره امام آشنا می‌شوند.

انقلاب پیروز شد و امام به ایران آمد. ابراهیم می‌گوید با دوستانم یک سال کارگری کردیم و پول‌ها را پس‌انداز کردیم تا به ایران بیاییم و در جشن یک‌سالگی پیروزی مردم ایران شرکت کنیم. هواپیما در فرودگاه مهرآباد نشست. درها که باز شد، متوجه شد که با پیراهنی معمولی از آفریقا راهی شده و اکنون با سرمای بهمن ایران مواجه است. دنبال امام می‌گردند و می‌فهمند که ایشان در قم ساکن هستند. به او می‌گویند امام تا سالگرد پیروزی انقلاب به تهران می‌آیند. 22بهمن فرامی‌رسد و جشن پیروزی برگزار می‌شود؛ اما امام به تهران نمی‌آیند. پول ابراهیم و دوستانش تمام می‌شود و نمی‌توانند به قم بروند. این‌ها اویس‌هایی بودند که امام‌شان را ندیدند و به کشورشان برمی‌گردند.

سال بعد، دوباره به ایران می‌آیند؛ اما این‌بار به‌دعوت سفارت ایران. در جشن‌های پیروزی انقلاب شرکت می‌کنند و در روز آخر حضور در ایران، به دیدار حضرت امام می‌روند. دوستان ابراهیم می‌گویند او آمد و نشست و چشم دوخت به امام. پلک هم نمی‌زند. صحبت‌های امام تمام می‌شود و او هیچ دوست ندارد این جلسه تمام شود. پس از پایان جلسه و هنگام رفتن، همه مهمان‌ها می‌آیند و از امام خداحافظی می‌کنند. ابراهیم به امام می‌رسد و می‌گوید نمی‌خواهید به مردم نیجریه پیام بدهید؟ امام یک قرآن به او می‌دهد و می‌گوید: سلام مرا به مردم نیجریه برسانید و به آن‌ها بگویید که همه حرف خمینی همین است: قرآن. ما آمده‌ایم قرآن را در کشور خود پیاده و کمک کنیم که دیگران هم قرآن را در کشورشان پیاده کنند. به آن‌ها بگویید خمینی غیر از قرآن هیچ ندارد.

دوستان ابراهیم می‌گویند وقتی در هواپیما نشسته بود، قرآن را در دست گرفته و اشک می‌ریخت. می‌گفت من در چهره این مرد، موسی را دیدم؛ عیسی را دیدم؛ ابراهیم خلیل‌الله را دیدم؛ محمد رسول‌الله را دیدم. از این به‌بعد، دین من خمینی است. ابراهیم به نیجریه برمی‌گردد و چهار سال بعد شیعه می‌شود؛ اما در همه این سال‌ها، پیرو خمینی بوده است؛ یعنی اگر مذهبش را تغییر داده، مطالعه کرده و با بصیرت شیعه شده است؛ اما قبل از شیعه‌شدن، ظلم‌ستیزی و دشمن‌ستیزی را از امام آموخته است. قبل از تغییر مذهب، عدالت‌طلبی را از امام آموخت. از امام آموخت که ما امت واحده پیغمبریم و باید تابع قرآن باشیم. ابراهیم پس از مطالعات و پذیرش تشیع، به قم می‌آید و در جامعةالمصطفی تحصیل علم می‌کند. پس از این است که کسانی که پیرو او بودند، برخی شیعه می‌شوند و برخی نه؛ اما همچنان در حزب و گروه او باقی می‌مانند.


موضوعات مرتبط: یاداشت ها
صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 22 صفحه بعد
به وبسایت رسمی روستای فخرآباد خوش آمدید
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به وب سایت رسمی روستای فخرآباد(دهاتما) است. || طراح قالب avazak.ir